مؤلف مجهول

508

تذكرهء بغراخانى ( تذكره مشايخ اويسيه ) ( فارسي )

برند . و هلاك سازند . پس لا بد نسبت واصله در كار شود . اى درويش ! بدانكه از عزلت چند چيز كه سبب وصول به مقصود حقيقى است حاصل آيد : اول آنكه گوش اسرارشنو از شنيدن ما لا يعنى محفوظ ماند ، و ندا و خطاب غيبى را شنوا گردد . و ديگر چشم كه رؤية الله و لقايه كه بعد از دخول جنت ، اللهم ارزقنا ، به او بنده را متحقق است از ديدن نامحرم ممنوع شود . و ديگر دست كه از براى اتيان شرط صلوات و ساير عبادات است ، از گرفتن امور نامناسب محفوظ ماند . و ديگر پاى كه محض از براى اقدام نمودن به‌سوى معبد و ساير خيراتست ، از رفتن جاهاى بىمحل در امان باشد . و ديگر دل كه نظرگاه باريست و عرش الله است از ميلان نفسانى و تلذذات شهوانى و وساوس شيطانى معصوم ماند . بدانكه ارتكاب هريك ازين امور سبب پريشانى حال و موجب بعد از مقصود است . پس در عزلت كوش تا ازين مهالك عظيمه كناره‌گيرى و دامن افشانى تا به سلامت بازمانى و خويشتن به سعادت ابدى برسانى و دنيا و آخرت خود معمور و مزين گردانى . اى درويش ! هوش دار كه جغد مشت پرى بيش نيست ، و ليكن همت او از جانوران ديگر كه صد در خورد او وزن دارند بيشتر است ، و در درگاه الهى بزرگتر ، زيراكه به صفت سهر و عزلت و جوع و ذكر موصوفست . يعنى خواب در وى نيست ، و شب‌ها را قايم دارد به ذكر به دوام ، و روزانه در كنج ويرانه عزلت دارد ، و غذاى او به‌جز از سنگريزه نيست ، او هم در شبانه روزى يك‌دانه بيش نيست . سهل همت باشد فرزند آدم را به تخصيص درويش را كه مقدار مشت پرى كه در كمال عجز و ناتوانيست ، همت نداشته باشد ! اى درويش ! بدانكه آن مشت پر را حيات جاويد در آخرت نيست ، و بهشت و دوزخ مر او را نخواهد بود ، و به مجرد حشر فانى خواهد شد ؛ با وجود اين او را حال اين است . تو كه آدمى ، بهشت و دوزخ از براى فرزند آدم آفريده شده‌اند و در آنجا هرگز موت نخواهد بود ، چرا آن نكنى كه آن جانور مىكند ، و از دوزخ كه با شش غير حق‌پرستانست خلاص بگردى ، و بهشت جاودان كه منزل و مأواى حق‌پرستان و دوستان حق است منزل نگيرى ، و به ديدار بىچون و بيچگونه مشرف نشوى ؟ به مضمون : رؤية الله تعالى لاهل الجنة فى الجنة حق ، كه اجل نعم است . اللهم ارزقنا و لوالدينا و لاستاذينا و لمشايخنا و لا صحابنا و لا حبابنا و لاخواننا الذين سبقونا بالايمان برحمتك يا ارحم الراحمين . ذكر به دوام ، يعنى ياد كردن هميشه . اين معنى به طريق عموم است . اما اهل تحقيق اين معنى را